صدام کن تا از این کابوس پاشمنمیخوام دیگه پلکامو ببندممثه دیوونه ها با رفتنِ توبه اون خوش باوریهامون بخندمتومیری باتمومه خاطراتتدچارهق هق وسردردمیشمتمامِ خونه رو ماتم میگیرهمیدونم ازخیالت ترد میشمتاآرامش نگیرم هیچ سازیبرای قلب من شادی ندارهیه زندونی که باحکم ابدتانهایت فکرآزادی ندارهنگاهم میکنی وخلوت ازعشقدلت آماده ی خونه تکونیخداحافظ ولی تا وقت رفتننگاهت میکنم شایدنتونیتومیری ومنم ازپابیفتمسراغه هیچ درمونی نمیرممنوازحال وروزت باخبرکنشایدیک لحظه آرامش بگیرممن اینقدرگریه های سرد دارمکه بارونه زمستونی ندارهدلم میمیره واسه اون کسی کهمیخوادش جونمو از تن درارهنبایدجای من باشی که دنیاتمثل آوارشه وقت نیازتهمونی که دلت میخواست باشهبرای هیچه این دنیاببازتنگاهم کن تاپلکامو نبندمکه میری لااقل بیدار باشمبا اینکه ختم خوشبختیمو دیدمنمیتونم ازت بیزار باشمترانه سرا...حمیدشیخی۰۹۳۶۸۵۸۵۴۹۵
برچسب:
نویسنده: یلدا اکبریپور
تاريخ: شنبه
31 تير
1402 ساعت: 1:46